السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

19

تفسير هدايت (فارسى)

كرده‌اند كه هنگام احساس خطر چنين كنند ، بر مؤمن واجب است كه بدين قدرت‌نماييها فريب نخورد ، / 20 زيرا آنها به صرف مخالفتشان با حق ضعيف و ناتوان‌اند ، و به هر درجه از قوّت و قدرت برسند و هر چند از حق جلوگيرى كنند ، بيگمان سرانجامشان پستى و نابودى و بازگشتشان به سوى خداوندست . [ 5 ] قرآن براى ما از واقعيّت تاريخ مثال مىزند كه جولان و خودنمايى كافران در سرزمينها و چيرگى مادّى ظاهرى آنان دليل درستى و سلامت خطّ و رفتار آنها نيست . « كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ - پيش از ايشان تكذيب كردند . » يعنى پيش از كافران قريش كه با تو ، اى محمد ، مجادله مىكنند ، و پيش از گردنكشان در هر عصرى . « قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ - قوم نوح و گروه‌هايى كه بعد از ايشان بودند . » زيرا آنان از تجربهء قوم نوح بهره نجستند و استفاده نكردند . « وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ - و هر امّتى آهنگ آن كرد كه پيامبرش را دستگير كند . » و چه قدر تأسف انگيز است كه بشريّت به چنين درجه‌اى از پستى فرو افتد ، و به چنين كارى مبادرت ورزد ، و به جاى آن كه مصلحان را گرامى دارد و از ايشان كه براى آنان هدايت و سعادت مىآورند پيروى كند ، ايشان را رد كند و نپذيرد و براى كشتن ايشان و از بين بردن خط و راهشان بكوشد ! اين از ناحيهء عملى موضوع است ، اما از ناحيهء نظرى ، چنين كارى همانا كوشش براى باطل ساختن حقّى است كه پيامبران آن را مىآورند . « وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ - و به باطل به مجادله و ستيزه برخاستند تا حق را از ميان بردارند . » و بدين سان هيچ كافرى جز به انكار و كفر آوردن نسبت به حق عقيده‌اى ندارد و براى آن كه خلاء عقيدتى موجود در نفس خود را پر كند به دنبال باطلى